و اما معیار های واقعی خانوم ها برای ازدواج
سلام
خوبید؟!!!؟
یکی نیس بگه به تو چه ؛دکتری؟؟؟؟!!. خوب بگذریم، اول من می خواستم از یک سری دوستان با معرفت تشکر کنم که حال دادن و اضحار نظر فرمودن
"ترم صفری" عزیز که متن ازدواج رو فرستاده بود، "مرد قبیله" با اون شعر قشنگش،"سمیه" جون(به خونواده سلام برسون) که یه متن در مورد تهیه ی زن فرستاده که به زودی تو وبلاگ می ذارم ،" منا" خانوم که فک می کنم... (نمی گم چی فکر می کنم چون ممکنه دیگه نظر نده) ."صادق" جون معروف به صادق سامورایی که کلی ما رو سر کار گذاشت،"حالا" جون که من نفهمیدم اسم دختره یا پسر اما دستش درد نکنه که نظر داده، "من" که اینم مثل قبلی مجهول الهویته ،"حنا" خانوم که فکر میکنم همون دختره با حال تو مزرعه هستش،" امیر رضا" که اگه یکم دیگه شیطونی کنه حالشو می گیرم ، "آهو" خانوم که خوب می دونم کیه(توصیه به آهو خانوم: تو وبلاگ های مختلف با یه اسم کامنت نذار در ضمن اسم خودت خیلی قشنگه نیاز نیس عوضش کنی) ،دست آقا" سعید" و "شیما" خانوم هم درد نکنه و جناب "تو صنعتی شاهرود دنبالم نگرد" که دیگه واقعا عجیبه(من اصلا نمی دونم کی هستی که دنبالت باشم؟؟!!!) " یکی از دخترای پولدار و خوشگل و با سواد" که من خیلی دوست دارم با هاش آشنا بشم(عجب) "خودم" که خودم نیستم." کیوان" و "خوشحال" و "آرش" و "رویا" و "آرام" و "بچه منفی" و "مختار" هم یه فاز مثبت خفی دادن.از "سیب زمینی" جون تشکر ویژه دارم، به خاطر متن ها بسیار زیباش در مورد رابطه .جدیدا یکی هس که کامنت می ذاره اما من نمی تونم درکش کنم و اون کسی نیس جز "ربات".ربات جون علم داره پیش رفت می کنه ، فکر میکنم به زودی تو هم می تونی درست جمله بندی کنی و منظور خودت رو برسونی .اما بازم جای شکرش باقیه که این ربات با تمام رباتیش(یاد بگرین؛یعنی شما از ربات هم کمترید) می تونه نظر بده (علم چه می کنه).ربات جون دلسرد نشو ،بالاخره تو هم میتونی درست نظر بدی.
در آخر از همتون متشکرم که معرفت گذاشتین.
قبل از خوندن باید بگم که می دونم الان دارین می گین که اه چقدر رو این قضیه ی معیار و نظر و اینا مانور می ده ، ولی به جون خودم مهمه همش ، پس همش رو بخونین و از زیرش هم در نرین . در ضمن امشب بحث جدّیه ، کمتر بخندین وقتی می خونین .
عزیزان توجه داشته باشن که این معیار ها عاقلانه ترین معیار های موجود هستش که طبق آخرین متد روز تهیه و تنظیم شده . پس اگه خانوم ها دیدن که این معیار ها براشون غریبه است حتماً خودشونو منطبق کنن باهاش . به نفعشونه .
اما دوست دارم کارم رو با یک خاطره شروع کنم . یادمه یه شب داشتم چت می کردم . تازه رفته بودم توی یک رومی که بچه هاش داشتن خداحافظی می کردن . یادمه دیگه از بس تو روما سلام کرده بودم و معمولاً همه هم بهم جواب داده بودن (بذارین دلم خوش باشه) خسته شده بودم ، پیش خودم گفتم محض خلاقیت و ابتکار یه فنتی بزنم که اونایی که دارن می رن هم توی روم بمونن . اینه که برگشتم گفتم آقا من غول چراغ جادویم (به هر حال دروغ که هنّاق (ببخشید پرانتز تو پرانتز شد ولی من نوشتن صحیح هنّاق رو بلد نیستم . یکی هم نیست بگه تو که بلد نیستی واسه چی می نویسی؟) هنّاق نیست . بستیم دیگه یکی بزرگشو ) بعد اضافه کردم که هر کسی می خواد سه تا آرزو کنه خودم براش برآورده می کنم .
تو همین گیر و دار ما به یه بنده خدایی که از قضای سرنوشت (فقط قضای سرنوشت بودا به جون خودم) خانوم هم در اومده بود کلیک کردیم که آقا شما یه آرزو بکن اگه برآورده نکردم برو . این بنده خدا هم نه گذاشت نه برداشت ، گفت من آرزو می کنم که لال شی و دیگه اون صدای نحست رو نشنوم . (راستم می گفت ، من صدام خیلی نحسه) . هیچی ما هم موندیم تو رو دربایستی و از روم بای کردیم و گفتم آقا با این که خیلی دوست داشتم تو این روم بمونم و آرزوی بقیه بچه ها رو برآورده کنم ، اما لال بودن واسه سیب زمینی یعنی مرگ ، پس پیرو فرمایش خانوم بای تو آل .
آقا سرتونو درد نیارم ، این بنده خدا دید من اولیشو که برآورده کردم خوشحال شد (هول شد) فکر کرد من راستی راستی غولم ، به ما پی ام داد و گفت که آقا من یه آرزوی دیگه دارم . بهش گفتم فقط سریع بگو چون سرم امشب شلوغه (حالا الکی ، حقیقتش ترسیدم بگه آرزو دارم دیسکانکت شی و ما هم تو شرمندگیش بمونیم) هیچی گفت آقا آرزوی من چهار کلمه است .
یک آقای خوشگل ، خوشتیپ ، پولدار و تحصیل کرده .
من دیگه چی بنویسم امشب که اینقد کامل باشه آخه . حقیقتش با اینکه من آرزوی دومش بودم ولی جلو خودم رو گرفتم که یه وقت گوشام دراز نشه . چون می دونین که سیب زمینی که غول باشه و گوشاش هم دراز باشه دیگه نوبره .
1. مهمترین چیز تو زندگیه خانوم ها صداقته . چیزی که به عقیده ی اون ها هیچ کدوم از آقایون ندارن .
2. بعد از صداقت مهمترین چیز تو انتخاب خانوم ها میزان علاقه ی شما نسبت به اونهاست .
(نکته ای که شما باید حتماً رعایت بکنید اینه که هر روز روزی سه وعده صبح ، ظهر و شب باید بهشون بگی که از اعماق قلب و روح و جان دوسشون دارین و نفس نمی تونین بکشین بدون اونا ، حتی اگه با اونا نتونین نفس بکشین(سخت ترین کار برای مردا.اگه طرفتون رو خیلی دوست دارین اینو ازش نخواین به کا را شون نگاه کنین .تو کارا شون روزی هزار بار بهتون میگن که عاشقتونن؛فقط چشم بصیرت می خواد) .)
3. بعد از صداقت و علاقه ، با عرضه بودن آقایون در اداره ی امور زندگیه .
(البته مطمئن باشین چیزی از اداره ی امور زندگی سهم شما آقایون نمی شه ، یعنی شما در زندگی مشترک دقیقاً حکم بیل مکانیکی رو داری . راحتت کنم ، پول بده و لال باش .)
4. بعد از صداقت و علاقه و با عرضه بودن ، اینه که با مادر شوهر تو یه خونه زندگی نکنن .
( شرمنده ام ، هر چی رفتم جدی باشم نشد . ازم پرید)
5. از معیار های خانوم ها برای ازدواج اینه که طرف مورد نظرشون بهشون اهمیت زیادی بده . مثلاً از تمام غذاهایی که دوست دارن یا تمام ایده آل هایی که تو ذهنشون هست با خبر باشه . از طرفی هم به کسی پا نمی دن . حالا این مرد بدبخت از کجا بفهمه که خانوم چی دوست داشته خودش جای سواله که من نتونستم جوابی براش پیدا کنم .
6. یکی دیگه از چیزایی که خیلی مورد توجه خانوم هاست اینه که بتونن مردشون رو باور کنن یا اگه بخوام بهتر بگم به نظر یکی از دوستان عزیزم (آمانتا خانوم عزیز) اونا نیاز به یک تکیه گاه قرص و محکم دارن . کسی که بتونه اونا رو تصدیق و تایید کنه . کسی که بتونن وقتی به عقب برمیگردن احساس نکن پشتشون خالیه و هیچ جایی برای تکیه دادن ندارن (مرد و پشتی از این لحاظ شبیهن).
این ها رو تا این جا داشته باشین تا من یه نکته رو متذکر بشم .
یک نکته : جدیداً جای خانوم ها و آقایون در امر رمانتیک بازی داره عوض می شه . یعنی باید کاملاً با منطق بری جلو و از هر گونه احساس در آوردن از خودت جلوی یه خانوم پرهیز کنی . چون سریعاً در مقابل عمل شما موضع می گیرن و امان از موقعی که خانومی موضع گیری کنه و نخواد چیزی رو بپذیره . پس نتیجش می شه شماره ی هفتم یعنی :
7. برای خانوم ها این مهمه که مورد بازی قرار نگیرن که البته حق هم دارن . باز هم این توصیه رو می کنم . با این که منطق خانوم ها اصلاً منطق نیست ولی هیچ وقت با احساساتشون ور نرید . سعی کنید همون رو منطقشون کار کنید تا رو احساسشون .
8. با این که بیشتر جنبه های انسانی قضیه رو گفتم و پیشتر به قضیه ی امور مالی هم اشاره کردم باید این جا یک بار دیگه یک توضیح کوچیک بدم . پول ضامن خوشبختی نیست . این رو از بزرگترامون زیاد شنیدیم . اما من بیشتر اینو شنیدم که اگه پول خوشبختی نمی یاره حداقل بدبختی هم نمی یاره . این یک اصل اساسیه که من قبولش دارم و از همین جا به همه ی آقایون می گم که مردا به عنوان تامین کننده ی اقتصاد خانواده موظفن دنبال پول درآوردن باشن و واقعاً اگه من هم دختر بودم جداً زن آدم بی پولی مثل خودم نمی شدم . دروغ چرا ؟
9. تحصیلات هم به نظر من مهمه . اما نه به اون اهمیتی که خانوم ها می دونن . من خودم یکی رو می شناسم که با رتبه ی 300 کنکور(مقیاس این 300 معلوم نبود) نرفته دانشگاه . (دارین منو که) . پس اینو با خانوم ها موافق نیستم .
10. از معیار خانوم ها برای ازدواج اینه که آقایون جلوی تحصیلاتشون رو نگیرن . من هم موافقم . البته نه به هر قیمتی . طرف علی آباد کتول رشته ی اتو کشی با قدرت اسب بخار قبول می شه انتظار داره شوهرش کار و زندگیشو ول کنه بره اونجا که خانوم می خوان تحصیلاتشونو کامل کنن .
11. از معیار های خانوم ها برای ازدواج اینه که آقایون جلوی کار کردن اونا رو هم نگیرن که من به شدت با این قضیه مخالفم . دلیلشم نمی گم چون طول می کشه . اما خانوم ها نظرشون اینه که بعد از این همه درس خوندن ، باید بشینم تو خونه کهنه بچه بشورم ؟ حالا یکی پیدا شه جواب بده بهشون . مملکتی که 70% دانشجوهاش دخترن همین می شه آخرش دیگه(مردا در برابر زناشون حسودن؛ هر نگاهی که به زنشون میشه 10 روز از عمرشون کم میشه .البت این 10 متغیره : مثلا برای تر کای عزیز 50 روزه یا برای رشتیها یه چیزی هم اضافه میشه(فقط یک شوخی است و اصلا قصد توهین ندارم ولی این چیزیه که میگن)) .
12. آقا این هم دوازده تا به نیت دوازده امام . اگه خانومی عاقل باشه حتماً یکی از معیارهاشم اینه که شوهرش آدم معتقدی باشه . اگه نیست از من بشنوین و این رو جزو معیار هاتون بذارین ، حتی اگه خودتون آدم معتقدی نیستین . من مردا رو بهتر از شما می شناسم . رو این قضیه هم فکر کنید .
من اینا رو گفتم . ولی خوب می دونم که خیلی بیشتر از این داستان هاست تعداد معیارهاشون و من فقط قسمتی از مشترکاش رو براتون گفتم و کسی که بتونه از این همه معیار جون سالم به در ببره می تونه متاهل بشه . فکر نکنی الکیه برادر من .
با من باشین تا آخرش . فعلاً قربون همتون برم تا ببینم بعداً چی می شه .
موضوع هفته ی بعد:
اسرار آقایون (چیزی که خانوم ها نمی خوان بدونن)

